![]() |
![]() |
|
|
یافته تازه درباره اکسیژن خون کوهنوردان
همشهري-دانشمندان از مدتها پیش حدس زده بودند که میزان اکسیژن خون کوهنوردان در
ارتفاعات زياد افت میکند
اکنون یک بررسی جدید این حدس را تایید میکند و نشان میدهد که میزان اکسیژن خون این کوهنواردان به پایینترین حدی که تا به حال در انسان یافت شده است، میرسد، یعنی به طور قابلتوجهی پایینتر از میزان اکسیژن خون بیمارانی که در وضعیت بحرانی از لحاظ تنفسی به سر میبرند.
این اندازهگیریها در ارتفاع 8400 متری بوسیله گروهی از دانشمندان در یونیورسیتی کالج لندن انجام شد که سفر اکتشافی را به اورست ترتیب داده بودند و نمونههای خون را از شریانهای ساق پای کوهنوردان بعد از رسیدن آنها به قله جمعآوری کردند. میزان اکسیژن خون این کوهنوردان نزدیک به آستانه حد تحمل انسان بود، یعنی میزانی از اکسیژن خون که در سطح دریا تنها در بیماران مشرف به موت دیده میشود. این پژوهش میتواند به ابداع درمانهای بهتر برای بیماران دچار بیماری بحرانی کمک کند. این گروه با محفظههای اکسیژن به اورست صعود کرده بودند و در 20 دقیقه قبل از آزمایش ماسکهای اکسیژن خود را برداشته بودند تا ریههایشان با فشار کم اکسیژن جو در آن ارتفاع متعادل شود. خون جمعآوری شده از چهار نفر از اعضای گروه را در حالت درازکشیده، در طول دو ساعت برای بررسی به آزمایشگاهی که در اردوگاه گروه در ارتفاع 6400 متری در اورست برپاشده بود، فرستاده میشد. در این ارتفاع، فشار جو حدود 35 درصد فشار هوا در سطح دریاست. میزان میانگین اکسیژن برای چهار کوهنورد 24.6 میلیمتر جیوه -– و پایینترین میزان ثبتشده 19.1 میلی متر جیوه بود؛ میزان عادی اکسیژن خون در انسانها بین 90 تا 105 میلیمتر جیوه است. بیمارانی که میزان اکسیژن خونشان به زیر 60 میلیمتر جیوه سقوط میکند، به طور شاخص در حالت بیماری بحرانی محسوب میشوند. به گفته مایک گاکوت، سرپرست این گروه و مدرس ارشد پزشکی مراقبت بحرانی در یونیورسیتی کالج لندن، کوهنوردان همچنین در نتیجه کاهش فشار هوا ارتفاعات بالا دجار تجمع مایع در ریههایشان میشوند، که ممکن است این عامل هم در کاهش شدید میزان اکسیژن خون در آنها نقش داشته باشد. بسیاری از مداخلات پزشکی تا به حال به هدف بازگرداندن میزان اکسیژن در سلولهای قرمز خون در بیماران دچار وضعیت بحرانی، به حالت عادی، بیتاثیر یا زیانبار از کار درآمدهاند. بیماران بستری در میزان فشار استاندارد حوی پایین 0.078 اتمسفر دچار وضعیت بحرانی تلقی میشوند، که 0.046 اتمسفر بالاتر از میانگین میزان اکسیژن در این چهار کوهنورد بود. این نتایج که در شماره 8 ژانویه نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شده است، ممکن است الهامبخش پزشکان در ارزیابی دوباره راهبردهای درمانی برای مراقبت از بیماران در مراقبتهای بحرانی طولانیمدت مانند بیماران دچار سندروم زجر تنفسی حاد (ARDS)، فیبروز کیستیک، آمفیزم، شوک سپتیک، سندروم "نوزاد کبود" و سایر بیماریهای بحرانی باشد. منبع : كوه قاف |
|
+ نوشته شده در
87/12/14ساعت توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
87/12/14ساعت توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر |
|
|
در آغاز “زامیادیشت” توصیفی از كوههای جهان آمده و پس از آن گزارشی است درباره “فركیانی” كه از هر یك از شاهان ایرانی به شاهی دیگر میرسید.
در بخشهای قابل توجهی از اوستا ، كوه و فر در ارتباط با هم آمده اند. كتاب زرتشتیان، اوستا، شامل پنج پخش گاتاها، یشتها، یسنا، وندیداد و ویسپرد است كه در آغاز “زامیادیشت” یكی از فصلهای یشتها، توصیفی از كوههای جهان آمده و پس از آن گزارشی است درباره “فركیانی” كه از هر یك از شاهان ایرانی به شاهی دیگر میرسید. پرسشی كه خودبهخود برای خواننده پیش میآید این است كه چرا توصیف كوهها در آغاز یشتی كه ویژه “فر” است، آمده و مناسبت میان فر كیانی و كوههای روی زمین چه بوده؟ برای رسیدن به جواب سوال فوق ناچاریم كه تك تك نمادها و اسطورههایی كه در این رابطه وجود دارند را به طور مجزا مورد بررسی قرار دهیم و سپس با جمع آوری اطلاعات خام و در ادامه، استنتاج از مطالب ، نتیجه را اعلام كنیم. 1- فر: در اوستا از دو “فر” یاد شده است: فر كیانی و فر ایرانی فر یا فره ایزدی یكی از كهنترین و پرآوازهترین بن مایههای فرهنگی و باور شناختی در ایران باستان،و در جهان بینی زرتشتی است. همچنین فرّه ایزدی یكی از اركان مهم آیین پادشاهی است و لازمه قدرت و فرمانروایی. فرّه در اوستایی “خورنه” در پارسی باستان “فرنه”،در پهلوی “خورّه” یا “خره” و در پارسی دری در ساختهای “فره” و “فر” آمده است. درباره فر آنچه میتوان گفت این است كه فر در باورشناسی كهن ایران،فروغ یا نیرویی مینوی و ایزدی است كه هركس از آن برخوردار گردد،به سروری و نیكبختی دست خواهد یافت. فر رابطه جهان انسان و جهان خدایان را مینمایاند.فر در شاهنامه و متون اساطیری، گرچه مظاهری مختلف دارد ولی صفتی تغییرناپذیر در آن وجود دارد كه میتوان آن را پدیدهای خدایی دانست كه گاهی به صورت نور از چهره پادشاهان و موبدان و پهلوانان میتابد. به باور ایرانیان،هر شهریار تا زمانی كه فره ایزدی با اوست، در كامگاری و شكوه میتواند فرمان براند.اما اگر فره از شهریار بگسلد،هم او به ننگ و نفرین گرفتار خواهد آمد و هم ایرانشهر به آشوب و ایرانی دچار میشود. در نوشتههای پهلوی به مضمون ” چهر از یزدان” بر میخوریم. ترجمه و تعبیر آن این است كه پیكر و فر پادشاه بازتاب ایزدان است. بربنیاد باورهای كهن،تنها پارسایان و پاكان میتوانستهاند از فر برخوردار گردند و به فرخی و فرهمندی راه جویند.فر همواره از ناپاكان و دیوخویان میگریخته است. شیخ شهاب الدین سهروردی “فر” یا همان “فرزانگی فروغ” را پرتوی از گوهر خداوندی دانسته كه بر هر كس بتابد اورا به سروری و والایی میرساند. دراساطیرایرانی، شاهانیهمچون كیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، فریدون، كیكاووس، كیخسرو، منوچهر، اردشیربابكان و …و پهلوانانی همچونگرشاسب، آرش، سام، زال، رستم و اسفندیار دارای فر ایزدی بودهاند و به همین جهت كارشان رونق فراوان داشت. موضوع جالب این است كه در اساطیر فرهنگهای دیگر هم، از جمله یونان، فر و فرهمندی دیده میشود. باید دانست كه وجود و حضور فر نه تنها منشا تغییرات عمده در هستی افراد میشود، بلكه موجب دگرگون شدن عملكرد مرگ و حتی نجات از مرگ هم میشود. (اشاره به رویین تنی پهلوانان) فر و خورشید با هم بیارتباط نیستند. از دید ریشه شناسی لغت هم میان خورنه یا خوره یا هور یا خور(خورشید) پیوند وجود دارد.همچنین فر دارای تابش بوده است.فر را شاید همانند هالهای نورانی بتوان تصور كرد كه چهره و پیكر كسی را در بر میگیرد. 2- كوه : در سراسر جهان باستان، كوههای مقدس بسیاری وجود داشتند كه جایگاه خدایان بود و پیوند میان آسمان و زمین به شمار میآمدند. كوه به عنوان نمادی محوری و مركزی به معنی گذر از یك مرحله به مرحله دیگر و همنشینی با ایزدان مطرح میشود.همینطور به معنای حفاظتگاه و منزل ایزدان نیز هست. كوه، نقش قلهی بهشت را هم میپذیرد. كوه برای آدمی مفهوم “بلندی” دارد. به زعم میرچاالیاده، بلندی مقولهای است كه فینفسه دسترسی بدان وجود ندارد و متعلق به قوا و موجودات برتر از انسان است.تا جایی كه بلندی معابد از همین مفهوم نقش میپذیرند.آنكه با آداب و تشریفاتی خاص از پلههای معبدی بالا میرود،دیگر یك انسان معمولی نیست. یكی از موضوعاتی كه بر روی سفالینههای باقی مانده از دوران باستان نقاشی شده، مربوط به شكلهایی است كه كوه را تداعی میكنند.بنابراین كوه از دیرباز یك اندیشه مهم در تفكر بشر قلمداد میشده است. زیارت كوه مقدس نماد آرزو،دوری از هوسهای دنیوی،دستیابی به قلمروهای عالی و صعود از جزئی و محدود به كلی و نامحدود است. كوه یك مهبد طبیعی و شتید اولین معبد انسان باشد.بعدها هم معابد بر بالای كوهها یا شبیه به كوهها ساخته شدند. كوه یكی از دوازده زینت بر روی جامههای امپراتوران چین بود.و همچنین مكان عزلت راهبان چینی به شمار میرفت. همچنین در اسطوره تائویی، كوه نشانه جزایر خوشبختی،جایگاه جاودانها یا تپههای طول عمر،یعنی محلی كه قارچ مقدس در آنجا میروید،قلمداد میشود. 2-1- كوههای اساطیری و مقدس: كوهها در ادیان و باورهای گوناگون نقش مهمی داشتهاند:پیامبر اسلام در بالای كوه حرا و در غار حرا جبرائیل را دید و پبام الهی را شنید.موسی ده فرمان خداوند را در كوه سینا دریافت كرد.اهورامزدا در بالای كوه با زرتشت گفتگو كرد.زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمانها برفراز كوه از مادر زاده شد.كشتی نوح بر فراز كوه آرارات جای گرفت. |
|
+ نوشته شده در
87/12/14ساعت توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گروه کوهنوردی البرز نوشهر - 1384
|
| پیوندهای روزانه |
|
عکس تبلیغاتی گروه کوهنوردی البرز نوشهر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|