تبليغاتX
گروه کوهنوردی البرز نوشهر

http://9267568216.blogfa.com  دماوند

http://244269857.blogfa.com   امداد و نجات

http://7659824628.blogfa.com  مطالب آموزشی جدید

+ نوشته شده در  85/06/06ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 

http://2783546729.blogfa.com :مطلب درباره GPS

http://83546729.blogfa.com : مطلب علمی

http://278354672996.blogfa.com :مطلب آموزشی

+ نوشته شده در  85/06/03ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 

K2 سخت‌ترين قله جهان





فتح K2 سخت‌ترين قله جهان، يكي از بزرگ‌ترين افتخارات هر كوهنوردي است؛ قله‌اي به ارتفاع 8611 متر كه تاكنون جان بسياري از كوهنوردان را گرفته و پاي هيچ ايراني نيز تاكنون به اين قله نرسيده است.
چوگوري (خداي كوهستانها به زبان محلي)يكي از مرگ آور ترين قله هاي جهان به علت عظمت آن و تلاشهاي ناموفق بسيار در صعود به اين قله به قاتل نيز معروف است.اين كوهستان تا ارتفاع حدود 6000 متري كوهستاني صخره اي است و بعد از آن به اقيانوسي از برف تبديل مي شود.
اين قله در مرز پاكستان و چين در منطقه كاراكورام قرار دارد .در زير نگاهي كوتاه داريم به تاريخچه صعود به قله K2 از نخستین تلاش تا نخستین موفقيت براي صعود.
در سال 1902 يك گروه شش نفره از كوهنوردان اروپايي به رهبري «اكنشتاين» براي فتح K2 رهسپار شدند. آنان در آغاز منطقه يخي «بالتورو» را به طول 67 كيلومتر، كه سومين منطقه بزرگ يخي در جهان است، پشت سر گذاشتند و با رسيدن به پايين قله، تلاش خود براي صعود مستقيم از جنوب به سمت يال جنوب شرقي را آغاز كردند،اما به اين نتيجه رسيدند كه صعود از يال شمال شرقي آسان‌تر خواهد بود. چندين بار تلاش بدون موفقيت انجام شد و آنان توانستند، سرانجام تنها تا ارتفاع 6600 متري صعود كنند. اين گروه هدفي غيرواقعي داشته و متوجه محدوديت‌هاي خود نبودند و نیز هيچ اداركي از مشكلات صعود به چنين قله‌اي نداشتند.
هفت سال بعد نوبت به گروه بزرگ «دوك آبروتزي» براي صعود به K2 كاراكوروم رسيد. در كنار تحقيقات علمي، اين ماجراجويان قصد انجام عملياتي در كوهستان‌هاي آلپ را هم داشتند. K2 هم‌اكنون با توجه به تلاش‌هاي «ويتوريو سلا»، عكاس مشهور كوهنورد، نزديك‌تر به نظر مي‌رسيد و مورد شناسايي بهتري قرار گرفته بود.
آنان از يال جنوب شرقي آغاز كردند (كه بعدها به نام دوك نامگذاري شد) اما باربرها براي چنين صعودي آماده و ورزيده نبودند (در آن زمان هنوز شرپاها شناخته نشده بودند).
برخی از اعضاي گروه از شمال شرقي K2، توانستند به ارتفاع 6666 متري صعود كنند و منظره نزديك‌تري از جبهه شمالي عظيم K2 را ببینند. گروه همچنین تلاشی را نيز براي صعود به K2 از غرب براي صعود به «اسكيانگ كانگري» 7544 متري انجام داد، اما يك گلوگاه بسيار تنگ در ارتفاع 6600 متري صعود آنان را متوقف كرد.
پس از آن دوك موفق شد طي يك حمله مستحكم از منطقه «چوگوليسا» به ارتفاع 7500 متري برسد؛ اين ركورد بلندترين صعود دنيا تا زمان صعود به اورست در سال 1922 بود.
بيست سال پس از دوك آبروتزي ايتاليايي‌ها هم‌اكنون با نوه او «دوك اسپولتو» بازگشته بودند. رهبر علمي اين گروه پروفسور «آرديتو دسيو» بود و علت بازنگشتن بدون نتيجه آنان نيز وجود همين مرد بود. برنامه صعود به K2 لغو و تلاش‌ها تنها متمركز به تحقيقات علمي در منطقه «بالتورو» شد.
در سال 1938 زمان تلاش براي گروه بعدي بود كه توسط باشگاه آمريكايي آلپ و به رهبري «چارلز هوستون» فيزيكدان و كوهنورد آمريكايي روانه K2 شدند. هوستون دو سال پيش از آن صعودي موفقيت‌آميز به ناندادوي داشت. آنان از تيم خوبي از شرپاها به رهبري «پاشانگ كيكولي» معروف استفاده مي‌كردند؛ در اوايل ماه ژوئن گروه به منطقه رسيد.اين اولين باري بود كه در صعود از شرپاها استفاده مي شد.
در یکم جولاي، كمپ اول ايجاد شد و چندين نفر به كمپ نخست منتقل شدند. هوا پايدار و صاف به نظر مي‌رسيد. در 18 جولاي «هوستون» و «پت زولت» به «شانه» كوه در ارتفاع 7740 متري رسيدند و سختي‌هاي پايين كوه را پشت سر گذاشتند؛ آخرين كمپ با موفقيت در ارتفاع 7530 متري زده شد.
در 21 جولاي «هوستون» و «پت زولت» بار دیگر صعود خود را براي يافتن محلي براي كمپ هشت آغاز كردند. آنان محلي را درست در زير هرم قله پيدا كردند. پت زولت كار صعود از صخره به سمت قله را نيز كمي ادامه داد و به نظر به ارتفاع 7925 متري هم رسيد. آنان به رغم خوب بودن هوا تصميم به بازگشت گرفتند. نتيجه كار اين گروه خوب بود. براي نخستین بار قله K2 به طور واقعي تهديد شد.
بار ديگر آمريكايي‌ها با وجود كوهنورد و شيميدان برجسته آلماني ـ آمريكايي به نام «فريتس ويزنر» در برابر K2 ايستادند و كيكولي باز هم به عنوان شرپا همراه آنان بود. دیگر كوهنوردان در سطح ويزنر نبودند و اين امر براي آنان بعدها مشكلاتي ايجاد كرد.
كمپ‌هاي يك تا هفت در جاهاي مشابه گروه قبلي زده و كمپ هشت نيز در ارتفاع 7710 متري برپا شد. «ولف» يكي از اعضاي گروه در همين كمپ ماند و «ويزنر» و «پاشانگ» براي ايجاد كمپ نهم در ارتفاع 7940 متري رهسپار شدند.
در 19 جولاي «ويزنر» و‌ «پاشانگ» تصميم به حمله نهايي به قله گرفتند. آنان پس از پشت سر گذاشتن صخره‌هاي سخت در ساعت 6 بعدازظهر به ارتفاع 8380 متري رسيدند. پاشانگ به دليل دير شدن از ادامه صعود انصراف داد، اما ويزنر تصميم به ادامه آن گرفت. هوا بسيار صاف و خوب بود و كار صعود را مي‌شد در زير نور مهتاب هم ادامه داد، اما پاشانگ قادر به حركت نبود؛ بنابراين، هر دو پايين آمدند،در راه فرود، طناب آنان به كرامپون پاشانگ گير كرده پاره شده و به دره افتاد. آنان در ساعت 2:30 صبح در حالي كه كاملا خسته و بي‌رمق بودند به كمپ نهم رسيدند.
این دو شانس بزرگي را از دست دادند، چرا که آنان تنها 230 متر با قله فاصله داشتند؛ جایی كه پاي هيچ كس تاكنون به آنجا نرسيده بود.


آنان روز بعد به كمپ هشتم بازگشتند. وولف به آنان گفت كه در همه اين مدت، هيچ كس از كمپ هفت كه ذخاير غذايي آنجا بوده، بالا نيامده. آنان تا كمپ هفت فرود آمدند، ولي با تعجب ديدند كمپ جمع‌آوري شده است، براي همين، شب را در آنجا گذراندند و روز بعد تصميم به فرود گرفتند. باز هم وولف باقي ماند «ويزنر» و «پاشانگ» به كمپ شش رفتند و وقتي به آنجا رسيدند، پي بردند كه فاجعه‌اي در حال وقوع است؛ كمپ شش هم جمع‌آوري شده بود؛تا كمپ دو همه كمپ‌ها برچيده شده بودند.
«ويزنر» و «پاشانگ» در حالي كه نه از نظر جسمي و نه روحي در وضعيت خوبي نبودند، در 24 جولاي به كمپ دو رسيدند.
در حالي كه آنان سرگرم حمله به قله بودند، تيم، سازماندهي خود را از دست داده بود. افراد تيم كه در كمپ دوم بودند به رغم دستور‌هاي «ويزنر» به شرپاها دستور دادند، همه كمپ‌ها را تا كمپ هفت جمع كنند. آنان تلاش براي نجات وولف را آغاز كردند و پس از چندين بار حمله، سرانجام كيلولي و چند شرپاي ديگر موفق شدند در 28 جولاي به كمپ 6 برسند.
صبح روز بعد، آنان به كمپ هفت رسيدند و ولف نيمه جان را پيدا كردند. پس از مراقبت‌هاي لازم و دادن نوشيدن‌هاي گرم، وولف قول داد كه صبح روز بعد، قادر به حركت باشد.شرپاها به سمت كمپ شش حركت كردند كه پس از رسيدن آنها به كمپ شش طوفان شديدي در K2 شروع و باعث توقف آنان در همان مكان شد.
در 31 جولاي، پاشانگ و دو شرپاي ديگر دوباره به كمپ هفت رفتند تا وولف را پايين آورده يا دست‌كم از وي نوشته‌اي بگيرند كه مسئوليت را از گردن آنان بردارد. تنها تسرينگ شرپاي چهارم در كمپ شش باقي مانده بود. اين آخرين باري بود كه از آن چهار نفر خبري ‌رسيد. در دوم آگوست، «تسرينگ» به تنهايي به كمپ اصلي بازگشت و گفت كه هيچ كدام از آنان مراجعت نكرده‌اند و هيچ نشانه‌اي نيز از حيات انساني در بالاتر نيز مشاهده نمي‌شد. ويزنر آخرين تلاش براي نجات آنان را انجام داد، اما پس از سه روز زمين‌گير شدن در كمپ دو، به علت توفان، مجبور به بازگشت شد؛ اين به معني پايان بود. ديگر انسان زنده‌اي در آن تاريخ در K2 وجود نداشت.
دودلي وولف، پاشانگ كيلولي، پاشانگ كيتار و پينتسو براي هميشه در K2 باقي ماندند؛ آنان نخستين قربانيان خداي كوهستان دومين قله بلند جهان بودند. تلاش دوم آمريكايي‌ها براي صعود به K2 با يك تراژدي پايان يافت. گروه تحت انتقادات شديدي از انگليس و‌ آمريكا قرار گرفت و ويزنر به سختي از خود دفاع كرد. پاشانگ كيكولي، يكي از بهترين شرپاهايي بود كه مي‌توان او را با يكي از بهترين شرپاهاي جهان؛ يعني تنرينگ نورگاي مقايسه كرد.

پس از جنگ جهاني به علت مشكلات سياسي تا سال 1953 هيچ گروهي روانه «كاراكروم» نشد. در آن سال گروهي هشت نفره از آمريكايي‌ها براي بار دوم روانه K2 شدند. در اين گروه، افرادي مانند «هوستون» از گروه سال 1938، «توني استريتر»، فاتح «تيريك مير» در سال 1950 و «جرج بل»، از صعودكننده‌هاي مشهور به كوه‌هاي آند، حضور داشتند.
در 19 ژوئن كمپ اصلي در 5000 متري و زير يال آبروتزي ايجاد شد. اين گروه به علت مشكلات ورود به پاكستان شرپايي را به همراه نداشت. آنان عده‌اي از مردم محلي هونزا را كه استعداد كوهنوردي داشتند با خود بردند و سه هفته پس از آن، كمپ‌ها در محل‌هاي مشابه سال‌هاي 1938 و 1939 برقرار شد.
تا آن زمان هوا بسيار خوب بود، اما ناگهان به توفاني تبديل شد كه همه فعاليت‌ها را براي چندين روز متوقف كرد. سرانجام در يكم آگوست، كل تيم هشت نفره در كمپ هشت در ارتفاع 7750 متري مستقر شدند؛ همه آنان در فرم خوب و آماده حمله بودند.

ناگهان خدايان كوهستان حمله كردند! كولاكي بسيار شديد كه شب و روز ادامه داشت. آنان در اثر درايت هوستون، داراي ده تا دوازده روز ذخيره غذا بودند. پس از رأي‌گيري دو تيم حامل طناب براي حمله به قله انتخاب شدند. تنها چيزي كه نياز داشتند، چند روز هواي خوب بود، اما توفان شديدتر‌ مي‌شد و چادرها را با شدت بيشتري تكان مي‌داد. در چهارم آگوست، گيلكي 26 ساله دچار خون‌مردگي‌هايي در يكي از پاهايش شد كه قادر به حركت نبود. وضعيت او بدتر شد و شش‌هاي او نيز پس از چند روز دچار مشكل شد. در اين توفان شديد امكان انتقال وي به كمپ اصلي وجود نداشت.

هم‌اكنون جنگ بر سر زندگي‌ها بود. همه مي‌دانستند كولاك تا چند وقت ديگر ادامه خواهد داشت. در دهم آگوست، وضعيت بحراني و ذخيره غذا تمام شده بود. وضعيت گيلكي وخيم بود و ناخن‌هاي بل نيز دچار بي‌حسي شده بود؛ بنابراين، تصميم گرفته شد كه همه گروه با حمل گيلكي فرود را آغاز كنند. آنان چاره ديگري جز اين نداشتند. در روز نخست، آنان تنها چند صد متر فرود آمدند. در غروب آن روز در اثر پيچيدگي طناب‌ها، پنج نفر سقوط كردند، اما شوئينگ به تنهايي آنان را مهار كرد. خوشبختانه كسي آسيب جدي نديد. با ايجاد كمپ‌هاي موقتي، حال گيلكي كمي بهتر شد. آنان كه برانكارد گليكي را كمي بالاتر با كمك تبر به يخ مستحكم كرده بودند، براي آوردن وي رهسپار شدند، اما ريزش بهمن، سرنوشت او را مشخص كرد. اثري از وي باقي نمانده بود و در توفان نيز صدايي شنيده نمي‌شد. هفت نفر باقي‌مانده فرود خود را ادامه دادند تا سرانجام پس از پنج روز به كمپ اصلي رسيدند. بل دچار سرمازدگي‌هاي جدي شده بود و 200 كيلومتر باقي‌مانده تا اسكاردو را توسط افراد گروه حمل شد. رسيدن هر هفت نفر به زير يال آبروتزي به يك معجزه شبيه بود.


سومين تلاش آمريكايي‌ها نيز نزديك به موفقيت بود؛ اما باز هم بدست نيامد. در سال 1953 «آردتيو دسيو» پروفسور ايتاليايي و «ماريو پوچوز» طي يك برنامه تحقيقي راه‌هاي صعود به «K2» را بررسي كردند. آنان تا ارتفاع 6000 متري صعود كرده و مطالب جالبي را جمع‌آوري كردند. زماني كه «دسيو» بازگشت، طرح‌هاي نهايي صعود به قله را معين كرد. او گفت كه تنها شانس موفقيت در صعود به قله وابسته، به داشتن يك ديسيپلين نظامي بوده؛و اين‌كه تك‌تك افراد تيم، خواسته‌هاي شخصي را به خاطر نتيجه تيمي، كنار بگذارند.
اعضاي تيم 21 نفره ايتاليايي‌ها براي صعود به «K2» پس از گذراندن آزمايش‌هاي پزشكي و اتاق فشار در اواسط ژانويه 1954 در كمپ موقتي در ارتفاع 4000 متري قله «مون بلان» جمع شدند. وضعيت جسمي و روحي افراد و تجهيزات و اكسيژن به خوبي آزمايش شده و از اين گروه ده نفر براي سفر به «K2» انتخاب شدند. چند روز پيش از عزيمت پس از آن‌كه گروه موفق به استخدام هيچ شرپايي نشد، چند نفر ديگر نيز به گروه اضافه شدند.
برنامه بر پايه طرح تهيه شده و از همان مسيرهاي قبلي (يال آبروتزي) دنبال شد. به رغم وضعيت بد جوي، كمپ‌ها يكي بعد از ديگري ايجاد شد. در اواسط ژوئن، همه تجهيزات براي حمله نهايي به كمپ 4 برده شد. گروه اميدوار بود تا پيش از پايان ماه، موفق به فتح قله شود. باد و توفان‌هاي شديد به مدت چند هفته سراسر كاراكروم را فرا گرفت و باعث توقف كار شد.
در نيمه دوم جولاي، وضعيت جوي بهتر شد و هوا به نظر پايدارتر آمد. «دسيو» تصميم گرفت از اين شانس براي رسيدن به قله استفاده كند. كمپ پنج در 7300 متري و كمپ بعدي سيصد متر بالاتر زده شد. اما يك اتفاق بد، همه را شوك كرد؛ «ماريا پوچوز» راهنماي 36 ساله كوهستان در اثر ذات‌الريه در كمپ دو در 20 جولاي درگذشت.
گروه كار خود را ادامه داد و كمپ هشت كمي بالاتر در ارتفاع 8150 متري درست زير ديواره دويست متري كه كليد فتح قله بود، زده شد. در 28 جولاي چهار نفر به كمپ هشت رسيدند و شب را در آنجا گذراندند. از اين چهار نفر، دو نفر روز بعد حمله نهايي به قله را آغاز كردند. درست بر روي يالي در 200 متري زير قله، ناگهان اكسيژن آنها تمام شد. اين دو نفر بدون اكسيژن مسير را ادامه دادند و در بعدازظهر همان روز پس از تلاشي جانفرسا موفق به فتح قله k2 براي اولين بار شدند. قله «K2» براي نخستين بار زير پاي انسان قرار گرفت. آنها مدت زمان زيادي را بر روي قله توقف نكرده و بعد از حدود نيم ساعت توقف فرود را آغاز كردند.
فرود آنان نزديك بود با سقوط يك نفر از صعودكنندگان به يك درام تبديل شود، اما او با كمك تبريخ خود را نگه داشت و همراهش او را نجات داد. آنان در ساعت 2:30 بعدازظهر به كمپ هشت رسيدند و با نوشيدني داغ مورد استقبال همراهانشان قرار گرفتند. همه افراد گروه به طور سالم در دوم آگوست به كمپ اصلي بازگشتند.
دو نفري كه به قله رسيدند، چه كساني بودند؟ اين امر تا زماني كه گروه به ايتاليا رسيد، فاش نشد. «دسيو» مي‌خواست تا اين افتخار بين همه افراد گروه تقسيم شود. همه آنان جزيي از موفقيت تيم بودند. در ايتاليا اعلام شد كه «لينو لاچه دلي» و «آشيل كومپانيوني» دو انساني هستند كه براي نخستين بار پا بر فراز قله «K2» گذاشتند. هر دوي آنان پس از بازگشت به ايتاليا، چند انگشتشان را در اثر سرمازدگي از دست دادند.
بعد از آنان تاكنون چندين گروه ديگر موفق به صعود به «K2» شده‌اند. لهستاني‌ها در سال 1982 از جبهه شمال شرقي توسط «يانوژ كروژابا» قله را فتح كردند. وي در بازگشت جان باخت.
پس از آنان، «لوئيز رينهارت» آمريكايي بدون استفاده از اكسيژن به «K2» صعود كرد و سرانجام اين «رينولد مسنر» معروف بود كه با صعود از جبهه جنوب غربي به قله «مسير جادويي» اين جبهه را به نام خودش ثبت كرد. او بدون استفاده از اكسيژن از مسيري سخت به قله صعود كرد و در بازگشت به وطن، گفت كه اورست در برابر «K2» تنها يك تفريح است.
به هر حال اين قله تاكنون جان بسياري را گرفته ولي از همه جبهه‌ها فتح شده است. حتي عده‌اي نيز تاكنون چند بار «K2» را فتح كرده‌اند.
سرانجام «K2» خداي كوهستان، كوه وحشي و قاتل، مغلوب توانايي‌هاي انسان شد.



 

+ نوشته شده در  85/06/03ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 

آموزه هايى درباره كوهستان
سیاوش رمضانی



بخش اول: اهميت كوه ها
كوه ها، چه از نظر گستره اى كه در زمين دارند و چه از نظر شكل و نيز تاثير در طبيعت، از مهمترين ساختارهاى كره زمين هستند. كوه ها يك پنجم سيماى زمين را تشكيل مى دهند، زيستگاه دست كم يك دهم از مردم جهانند، يك سوم از مردم جهان از جنبه غذا، برق، چوب و مواد معدنى به كوه ها وابسته اند و نيمى از آب شيرين مصرفى مردم جهان از كوه ها سرچشمه مى گيرند. مطابق يك اصل بوم شناختى (ecologic) هر اندازه پستى و بلندى يا چين و شكن منطقه اى بيشتر باشد، «تنوع زيستى» يعنى گوناگونى جانوران و گياهان آن منطقه، بيشتر خواهد بود. به اين دليل در كوه ها، گونه هاى بسيار متنوع جانورى و گياهى را مى توانيم ببينيم، پاره اى از گونه هاى گياهى در سمت سايه گير صخره ها و دامنه ها و پاره اى ديگر در سمت آفتاب گير رشد مى كنند. پاره اى از آنها در ارتفاع هاى پايين كه گرمتر هستند و پاره اى ديگر در ارتفاع هاى بالاتر كه سردتر هستند مى رويند. جانوران گوناگون هم با استفاده از پوشش گياهى متنوع و در پناه امكانى كه صخره ها و غارهاى كوهستان براى زيست آنان فراهم مى سازد، جمعيت هاى قابل توجهى را شكل مى دهند. به اين ترتيب، در مجموعه كوهستان ها و كوهپايه ها، «گيا» (حيات گياهى منطقه = flora) و «زيا» (حيات جانورى منطقه = fauna) تنوع چشم گيرى دارد.
كوهستان جز آن كه بستر انبوهى از گياهان و زيستگاه گونه هاى جانورى خاص خود است، امروزه با از ميان رفتن طبيعت دشت ها به دليل فعاليت هاى كشاورزى و صنعتى و شهرسازى، به پناهگاه پاره اى از گونه ها كه از دشت ها رانده شده اند، بدل شده است. در سرزمين هايى كه پيشينه تمدنى ديرين دارند - مانند ايران - طبيعت بكر معمولاً فقط در كوه ها باقى مانده است، زيرا دشت ها از قرن ها پيش مورد بهره بردارى سنگين انسان بوده است. براى مثال در ايران جنگل را فقط در كوه ها مى توان يافت و در نواحى هموار جز چند «لكه » كوچك، چيزى از جنگل باقى نمانده است.
• كوه ها، برج هاى آب
كوه ها سدهايى هستند در برابر جريان هواى كره زمين، هوا و رطوبتى كه در آن است، در برخورد با كوه به بالا رانده و در نتيجه سرد و متراكم مى شود. در اين حال، امكان بارش باران و برف فراهم مى شود. بارش ها يا از شكاف ها و حفره هاى كوهستان به عمق زمين نفوذ مى كنند - و به اين ترتيب از تبخير شدن در امان مى مانند و در پايين دست ظاهر مى شوند - يا به شكل برف ذخيره مى شوند و از محل اين ذخيره، امكان جريان يافتن پيوسته جويبارها و رودها فراهم مى آيد. اگر كوه ها نبودند، در سرزمينى مانند ايران، بارش از آن چه كه هست كمتر مى شد و در تابستان ها هيچ روانابى نداشتيم. بنابراين مى توان گفت كه كوه ها، برج هايى هستند كه آب را ذخيره مى كنند و در طول سال، دامنه ها و كوهپايه ها و دشت ها را با جريان «كنترل شده» آب سيراب مى سازند.
• كوه ها، سرچشمه رودها و سرمنشاء تمدن
بسيارى از تمدن هاى جهان، در كناره رودخانه هايى كه از كوه ها سرچشمه مى گيرند، پديد آمده اند. تمدن «ميان رودان» (بين النهرين) كه از قديمى ترين تمدن هاى جهان است، در كناره هاى دجله و فرات شكل گرفت. در مرزهاى كنونى ايران، تمدن بزرگى كه در سيستان وجود داشته و بقاياى آن به نام «شهر سوخته» معروف است، در كناره هاى رود هيرمند - و تمدن تازه كشف شده جيرفت - در كناره هاى هليل رود شكل گرفته بودند. منشاء تمامى آب هاى جارى و بخش عمده اى از آب هاى زيرزمينى ايران، كوه ها هستند و به اين دليل زندگى در اين سرزمين به طور كلى مديون كوه ها است. در ديگر نقاط جهان هم، رودهايى كه از كوه ها سرچشمه مى گيرند، آبادانى و بركت را براى دشت ها به ارمغان مى برند. براى نمونه مى توان از رود زرد در چين و رودخانه گنگ در هند نام برد كه از كوه هاى هيماليا سرچشمه مى گيرند، يا رود سند در پاكستان كه از كوه هاى قراقوروم جارى مى شود و رود راين در اروپا كه از كوه هاى آلپ سرچشمه مى گيرد.
• كوهستان، خاستگاه فرهنگ و تنوع فرهنگى
سرزمين هاى كوهستانى، كم و بيش به صورت جدا از يكديگر و دور از دشت ها، حامل فرهنگ هاى گوناگونى هستند كه در گذر طولانى زمان به دست قوم ها و گروه هاى انسانى مختلف پديد آمده اند. رنگارنگى تمدن ها و جلوه هاى چشمگير زيست انسانى، تا حد بسيارى نتيجه تنوع فرهنگى شكل گرفته در كوهستان ها است.
كوه ها حدود دوسوم سطح ايران را دربرمى گيرند (حدود ۸۶ ميليون هكتار كوه هاى مرتفع و ۳۰ ميليون هكتار كوهپايه ها و تپه هاى مرتفع) و تقريباً نيمى از روستاهاى كشور كه محل بيشتر فعاليت هاى كشاورزى و دام پرورى هستند، در نواحى كاملاً كوهستانى قرار دارند. شيوه هاى متفاوت زندگى در كوهستان و دور بودن محل هاى زندگى كوه نشينى از يكديگر و دسترسى دشوار به آنها، موجب شكل گرفتن فرهنگ و آداب گوناگون شده است. در ايران، بسيارى از زبان ها و نيم زبان ها و گويش ها، آوازها، گوشه هاى موسيقى، رقص ها، شيوه هاى معمارى و دستباف ها (فرش، گليم، و...) خاستگاه كوهستانى دارند.
يكى از شيوه هاى جالب توجه زيست انسانى كه پيوند تنگاتنگى با كوهستان دارد، زندگى عشايرى است. اين شيوه، بيش از هر جاى ديگر جهان، در ايران متداول بوده است و نمونه استفاده هوشمندانه و كم و بيش «پايدار» از مرتع هاى كوه و دشت است. البته امروزه با افزايش جمعيت انسانى و زياد شدن تعداد دام ها، ساخت و ساز در مسيرهاى «ييلاق - قشلاق» و نيز الزام هاى زندگى نوين، ديگر زندگى عشايرى به شكل گذشته نمى تواند دوام آورد اما مى توان از زيست ِ سازگار با طبيعت كه ايل ها و طايفه هاى عشايرى در گذشته داشتند، درس هاى ارزنده اى براى زندگى امروزين گرفت. از دستاوردهاى هنرى عشاير ايران، مى توان به قالى ها و گليم هاى دست باف ايل قشقايى (ايل بزرگى كه طول مسيرهاى ييلاق - قشلاق آن چندصد كيلومتر بوده است) اشاره كرد. اين دست بافت ها به دليل محيط هاى متنوع زندگى كه آفرينندگان آن داشته اند و به خاطر برخوردارى آنان از طبيعت رنگارنگ و پرجلوه كوه ها و كوهپايه ها، چنان تنوعى در طرح ها و چنان سرزندگى در رنگ ها و اصالت در مواد اوليه دارند كه موجب شهرت بى نظير آنها در جهان شده است.
كوه ها، الهام بخش شاعران و نويسندگان و عارفان بوده و موضوع بسيارى از اسطوره ها و داستان هاى دلكش با كوه ارتباط دارد. براى نمونه مى توان به داستان زندگى زال پدر رستم - معروف ترين پهلوان اسطوره اى ايران- اشاره كرد كه در كوهستان بزرگ شد و سيمرغ پرنده افسانه اى كه ياور فرهيختگان است- و آن هم مطابق داستان هاى ايرانى در كوه مى زيد - از زال مراقبت كرد و بعدها چندبار به رستم يارى رساند. داستان پركشش ديگر، اسطوره آرش كمان گير است كه پرتاب تير سرنوشت ساز او از فراز البرزكوه (يا دماوند) مرز كشور ايران را با توران تعيين كرد. در بسيارى از دين ها و باورها، كوه ها مكان هاى پاكيزه و مقدس به شمار مى روند. در باورهاى كهن ايرانى، مهر يا ميترا فرشته روشنايى و نگاهبان عهد و پيمان، همچنين آناهيتا فرشته نگاهبان آب، در كوه جايگاه دارند. پيدا است كه آب خيز بودن كوه ها، در سرزمين كم آب ايران جايگاه پرارجى را به آنها بخشيده است.
• كوه ها، تفرجگاه هاى بى مانند
از ديرباز انسان ها براى بهره مند شدن از هواى فرح بخش و تماشاى گل و گياه و شنيدن نواى دلكش رودها به كوه مى رفته اند. فردوسى مى گويد:
كنون خورد بايد مى خوش گوار
كه مى بوى مشك آيد از كوهسار
هوا پرخروش و زمين پر ز جوش
خنك آن كه دل شاد دارد به نوش
همچنين براى دور كردن اندوه و راندن بى قرارى به كوهپيمايى مى پرداخته اند. نظامى در داستان خسرو و شيرين مى گويد كه فرهاد از دل تنگى راه كوه و دشت را پيش گرفت:
گرفته كوه و دشت از بى قرارى
وزو در كوه و دشت افتاده زارى
نيما يوشيج شاعر بزرگ معاصر در چندين شعر به توصيف كوه ها و كوهپيمايى مى پردازد و از عشق خود به كوهستان و مردم كوه نشين سخن مى گويد. او شعر معروف «افسانه» را از «دره اى سرد و خلوت» و با توصيف بادِ سر كوه «نوبن» كه زبان به سخن مى گشايد، آغاز مى كند.
امروزه بخش مهمى از اوقات فراغت انسان ها به گردش در طبيعت و انجام ورزش هايى كه در محيط هاى طبيعى انجام مى شوند، اختصاص دارد. پياده روى در كوهستان و نيز كوهنوردى جدى از مهمترين تفريح ها و ورزش هاى طبيعى هستند. در كشور اتريش حدود ده درصد مردم به كوهنوردى مى پردازند و در ايران، هر هفته در روزهاى تعطيل صدها هزار نفر براى كوه گردى يا كوهنوردى به كوهستان مى روند. نه تنها كسانى كه رشته ورزشى مورد علاقه شان، كوهنوردى است، بلكه افرادى كه به ورزش هاى ديگر - مانند فوتبال، كشتى، دووميدانى - هم مى پردازند، براى افزايش ظرفيت ششى و تقويت ماهيچه هاى پا و تواناتر شدن قلب خود، كوه پيمايى مى كنند.
آرامشى كه با تماشاى چشم اندازهاى پرشكوه كوهستان و غرقه گشتن در زيبايى و سكوت آن به دست مى آيد، براى انسان پركار امروزين كه در فضاهاى تنگ و پر سر و صدا كار مى كند، نعمتى بزرگ و باارزش است.

• بخش دوم: كوهنوردى
كوهنوردى بخشى از تجربه انسان در زيستن بر زمين است، چرا كه بسيارى از منطقه هاى زمين كوهستانى است و آدمى براى گذر از اين سرزمين ها به مهارت هاى ويژه نياز داشته است. تسلط بر اين مهارت ها، انسان عادى را به «كوهنورد» بدل مى سازد. از ديرباز، اشخاصى وجود داشته اند كه ماهرانه از كوه ها - حتى صخره هاى دشوار- بالا مى رفته اند (در پاره اى از سفرنامه ها و ديگر نوشته هاى قديمى اران، از اين افراد به عنوان «كوه رو» نام برده شده) و اين كار را براى شكار، معدن كاوى، چراندن دام، جمع آورى هيزم يا گياهان علوفه اى و دارويى، يا به منظور فعاليت هاى نظامى و... انجام مى داده اند.
ويل دورانت، تاريخ نگار بزرگ، تاريخ سرزمين پارس را با شرح زندگى قوم ماد آغاز مى كند؛ او مى نويسد: «مادها از نژاد هندواروپايى به شمار مى روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره هاى درياى خزر به آسياى باخترى آمده باشند... اين قوم، در كوه هايى كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر و سنگ هاى گران بها به دست آوردند و چون قومى نيرومند بودند و زندگى ساده اى داشتند، به كشاورزى بر دشت ها و دامنه هاى تپه هاى منزلگاه خود پرداختند و زندگى آسوده اى براى خويش فراهم ساختند.» رفتن به كوه ها از جهت ديگرى نيز ضرورى بوده است: در شرايط حمله بيگانگان به سرزمين مادرى (كه در تاريخ ايران بسيار رخ داده است)، كوهستان پناهگاه مبارزان بوده است. تاريخ كشور ما پر است از جنبش هاى آزادى خواهانه و ضدبيگانه كه پايگاه دست اندركاران آن كوهستان بوده است.
• ورزش كوهنوردى در جهان
خاستگاه ورزش كوهنوردى را «كشورهاى آلپى» اروپا (فرانسه، ايتاليا، اتريش، سوئيس) مى دانند. بسيارى از اهالى اين كشورها به دليل وجود رشته كوه آلپ، از ديرباز با فن پيمايش كوه ها آشنا بوده اند. چند مورد از كوهنوردى هايى را كه نه به منظور شكار و معدن كاوى و كشورگشايى... بلكه فقط براى كوهنوردى (دست يافتن به قله ها و گردنه ها، نورديدن راه هاى نو) انجام شده است، مى توان در قرن ها قبل هم ديد؛ مثلاً صعود پت راركا (petrarca) اهل ايتاليا به قله كوه وانتو (Mont Ventox) در سال ۱۳۳۶ ميلادى. اما كار جدى تر كوهنوردى صدها سال پس از اينها آغاز شد. در سال ۱۷۶۰ يك دانشمند ثروتمند سوئيسى از منطقه مون بلان: Mont Blanc (بلندترين كوه آلپ كه ۴۸۰۷ متر ارتفاع دارد) ديدن كرد و گفت به هر كس كه بتواند تا قله اين كوه برود، جايزه اى خواهد داد. پس از چندين تلاش، سرانجام در ۱۸ اوت ۱۷۸۶ يك پزشك به نام دكتر پاكار (Paccard) و يك راهنماى محلى به نام بالما (Balmat) اهل فرانسه توانستند پا بر قله مون بلان بگذارند. از ميانه هاى قرن نوزدهم، كوهنوردى شكل باز هم جدى تر و پيوسته ترى به خود گرفت؛ در سال ،۱۸۵۴ آلفرد ويلز (Alfred wills) به قله ۳۷۰۱ مترى وترهورن (Wetterhorn) در كوه هاى آلپ صعود كرد. از اين سال، دوره اى آغاز شد كه به «عصر طلايى كوهنوردى» معروف شد؛ در اين دوره، كوه هاى بلند آلپ ها يكى پس از ديگرى صعود شدند. فتح قله سنگى و دشوار مترهورن: (Matterhorn ۴۴۷۷ متر) در سال ۱۸۶۵ به دست ادوارد ويمپر (E.Whymper) و همراهانش كه در جريان آن چهار نفر كشته شدند، پايان «عصر طلايى» كوهنوردى است. پس از آن كوهنوردان جسور و نوآور ديگر فقط به دست يابى به قله ها نمى انديشيدند، بلكه در انديشه صعود از ديوارهاى سنگى و يخى دشوار و به جا گذاشتن «ركورد»هاى جديد بودند.
نخستين باشگاه كوهنوردى جهان، به نام آلپاين كلاب (The Alpine Clube) در سال ۱۸۵۸ در انگلستان پايه گذارى شد و در چند سال پس از آن، باشگاه هاى مشابه در كشورهاى اتريش، سوئيس، ايتاليا و... تاسيس شد.
امروزه، ورزش كوهنوردى، دلمشغولى و حتى حرفه افراد بى شمار است: ميليون ها نفر به شكل تفننى كوهنوردى مى كنند و هزاران نفر با كوهنوردى، سنگ نوردى، راهنمايى كوه پيمايان، اسكى كوهنوردى، توليد و فروش وسايل كوهنوردى زندگى مى كنند.
• كوهنوردى در ايران
ابوالفضل صدرى در كتاب «تاريخ ورزش» مى نويسد: «از ۱۲۹۵ شمسى كه ميرمهدى ورزنده از بلژيك و تركيه به ايران آمد، ورزش در آموزشگاه هاى كشور شكل گرفت. قبل از ايشان فقط در مدارس نظام، به وسيله بعضى از افسران خارجى از قبيل اتريشى ها و روس ها و سوئدى ها به طور ناقص تعليمات ورزش داده مى شد.» صدرى همچنين اشاره مى كند كه نخستين باشگاه ورزشى در تهران در همان سال ها تاسيس شد. نام اين باشگاه، «كلوب ايران» بود كه عده اى از اشراف و اعيان و نمايندگان سياسى خارجى پايه آن را گذاشته بودند و در آن به اسب سوارى و چوگان و ورزش هاى ديگرى پرداختند
«قانون ورزش اجبارى در آموزشگاه ها» در ۱۴ شهريور ۱۳۰۴ به تصويب مجلس شوراى ملى رسيد و «انجمن پيشاهنگى و تربيت بدنى» (كه بعدها به سازمان تربيت بدنى تغيير نام داد) در ۲۷ فروردين ۱۳۱۳ به ثبت رسيد. فدراسيون هاى ورزشى - از جمله فدراسيون كوهنوردى - در سال ۱۳۲۶ تشكيل شدند.
كوهنوردى گروهى از سال ۱۳۱۱ به همت منوچهر مهران و عده اى ديگر در مشهد آغاز شد. مهران در سال ۱۳۲۳ سرپرستى يك كاروان چهل نفره را در صعود به قله دماوند به عهده داشت و پس از اين برنامه، پيشنهاد تاسيس يك باشگاه رسمى كوهنوردى را داد كه مورد استقبال آن صعودكنندگان و مسئولان ورزش قرار گرفت. منوچهر مهران از همين سال پايه باشگاه نيرو و راستى را مى گذارد كه يك بخش مهم از فعاليت آن، كوهنوردى بود.
• چگونه به كوه برويم؟
پيش از آن كه به كوه برويم، بايد بدانيم كه ورزش در طبيعت، تفاوت بنيادى با ورزش هاى ديگر دارد. نخست اين كه محيط اين ورزش (كوهستان) دست ساخته انسان نيست، بلكه حاصل ميليون ها سال كار عوامل پيچيده طبيعى است و به اين دليل اگر آسيبى به محيط كوهستان وارد سازيم جبران آن به سادگى ميسر نخواهد بود. ديگر آن كه عامل هاى موجود در كوهستان بسيار نيرومند و تحرك آنها تا حد زيادى پيش بينى نشدنى است و از اين رو خطر براى ورزشكار بى احتياط و ناآزموده بسيار زياد است. يكى از كوهنوردان باتجربه گفته است كه در كوهنوردى دو چيز را بايد بياموزيم: اصول ايمنى در كوهستان براى آن كه به خود آسيب نرسانيم و اصول حفاظت كوهستان براى آن كه به كوه آسيب نرسانيم. نخستين برنامه هاى كوهپيمايى خود را بهتر است كه همراه فرد يا گروهى باتجربه اجرا كنيد. معمولاً اينان مى دانند كه رفتن به چه منطقه و تا چه ارتفاعى براى يك مبتدى مفيد و جذاب است. همچنين مى دانند كه چه وسايل و موادى براى شما لازم است. در عين حال بهتر است كه خودتان به ايشان توضيح دهيد كه تاكنون چه كارهاى كوهنوردى كرده ايد و بگوييد كه قصد نداريد در ابتداى فعاليت هاى جدى خود، كار برجسته و دشوارى انجام دهيد!
در نخستين برنامه هاى خود سعى نكنيد كه پا به پاى كسانى باشيد كه بيشتر كوهنوردى كرده اند، چرا كه ممكن است خود را بسيار خسته كنيد يا به خطر اندازيد. به ويژه اگر با اعضاى يك گروه يا باشگاه كوهنوردى حركت مى كنيد، توجه داشته باشيد كه در اين جمع ها معمولاً اشخاص ماجراجو و نترسى پيدا مى شوند كه پا را از «حاشيه هاى اطمينان» فراتر مى گذارند؛ شايد اين اشخاص، آگاهانه براى گذر از مرزهايى (به جا گذاشتن «ركورد» و...) خود را مثلاً درگير يك مسير سنگى دشوار كنند، يا قصد صعود سريع به قله را داشته باشند. اما شما به اين وسوسه دچار نشويد كه خود را قوى نشان دهيد در عوض، بهتر است به سرپرست برنامه توضيح دهيد كه مى خواهيد بدون فشار آوردن بر خود و بدون پذيرش خطر از كوه لذت ببريد. در واقع، سرپرست برنامه اى كه اشخاص مبتدى يا كارآموز را با گروه خود به كوه مى برد، بايد اين موضوع را بداند، اما شما هم از تذكر فروتنانه و محترمانه خوددارى نكنيد. در آينده، وقت براى يادگيرى و انجام كارهاى دشوارتر خواهيد داشت. نخستين برنامه هاى كوهنوردى شما بايد در فصل گرم سال باشد (نيمه جنوبى كشور: فروردين تا آبان، نيمه شمالى كشور: اواخر ارديبهشت تا نيمه مهرماه) و زمانى كه صرف بالا رفتن مى كنيد از سه چهار ساعت بيشتر نباشد. وسايلى كه براى چنين برنامه هايى لازم داريد، مى تواند بسيار ساده باشد: يك كفش ورزشى كه زيره ضخيم و كمى نرم (براى جلوگيرى از سر خوردن) داشته باشد، يك كوله پشتى كوچك، يك شلوار و پيراهن آزاد، پيراهن بادگير، عينك آفتابى ضداشعه فرابنفش (UV protection)، كرم ضدآفتاب، حدود دو ليتر آب (اگر مطمئن هستيد كه چشمه آب پاكيزه اى سرراهتان هست، يك قمقمه يك ليترى كافى است)، كمى تنقلات، نان و ميوه و ديگر اقلام خوراكى. هيچ گاه شيفته وسايل و پوشاك رنگارنگى كه در دست و برتن ديگران (يا احتمالاً در مجله هاى كوهنوردى) مى بينيد، نشويد. براى خريد هميشه فرصت هست و پيوسته چيزهاى نو به بازار مى آيند، خيلى معقولانه و صرفه جويانه ببينيد كه به راستى چه چيزى مورد نيازتان است و اگر فلان پوشاك يا وسيله را بخريد چند درصد به شما كمك مى كند تا به هدف خود برسيد؟ آيا نمى شود با كمى خوشفكرى، از آنچه كه داريد به گونه اى استفاده كنيد كه كارتان را راه بيندازد؟ براى مثال مى توان براى كوهنوردى هاى چندساعته تا يك روزه به جاى خريدن كوله پشتى هاى نو و گرانبها، از همان كوله پشتى اى كه به مدرسه مى برديد يا كوله دست دوم دوست تان استفاده كنيد. يا در مراحل بعدى كه نياز به كيسه خواب داشتيد، مى توانيد به جاى خريد يك كيسه خواب عالى و گرم- كه بسيار گران است- يك كيسه خواب متوسط بخريد و به جاى آن كه در كيسه خواب عالى خود مجبور شويد همه پوشاك خود را درآوريد، با پوشاك كامل و حتى كت پر بخوابيد. به دنبال كالاهاى «مارك دار» و معروف خارجى هم نگرديد. امروزه به راستى دشوار است كه دريابيد كالاى موردنظر شما با فلان مارك معروف، در كشور اصلى يا با استانداردهاى اصلى ساخته شده يا در چين و تايلند و... بهتر است در هر مورد كه ممكن است، كالاهاى ساخت داخل را بخريد كه هم ارزان تر هستند، هم در بسيارى موارد بهتر از انواع چينى و تايلندى و اگر عيبى پيدا كنند، مى توانيد براى تعويض يا تعمير به سازنده آن مراجعه كنيد. در عين حال، خريد كالاهاى ايرانى به پيشرفت اقتصاد كشور كمك مى كند و انتقادها و پيشنهادهاى شما در مورد كيفيت كالا مى تواند آنها را بهتر كند. در انتخاب هر وسيله، بكوشيد از نظر كسانى كه از آن استفاده كرده اند، بهره ببريد و تا حد امكان، پيش از خريد نمونه اى از آن را كه در اختيار دوستان تان است، امتحان كنيد و در هر حال با كوهنوردان يا فروشندگان باتجربه مشورت كنيد. يكى از وسايلى كه خوب است از همان نخستين روزهاى كوهنوردى به كاربرد آن عادت كنيم، چوب دست يا باتوم (در اصل: baton) پياده روى است. باتوم، به تقسيم وزن بدن و انتقال بخشى از ضربه ها و فشارها به دست كمك مى كند و به اين ترتيب از فشار بيش از حد به زانوها كه اندام هايى بسيار حساس هستند، جلوگيرى مى كند. باتوم در حفظ تعادل و جلوگيرى از زمين خوردن و نيز پيچ خوردن پا كه مى تواند به مچ پا آسيب برساند، بسيار موثر است.

+ نوشته شده در  85/06/03ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 

مارگزيدگي





مارگزيدگي از مواردي است كه خيلي بايد در مورد آن هوشيارانه و با دقت عمل كرد چرا كه هر گونه غفلت ممكن است منجر به عوارض خطرناكي براي فرد مسموم شود . مارها انواع گوناگوني دارند كه از اين بين تنها تعداد معدودي سمي و خطرناك هستند . به ياد داشته باشيد كه حتي مارهاي سمي نيز تنها براي دفاع از خود يا به قصد شكار از نيش و سم خود استفاده مي كنند .
مارهاي سمي به گروه بزرگ تقسيم مي شوند :
1- خانواده ي مارهاي مرجاني شامل مار مرجاني , كبري , ماهبا و غيره
2- خانواده ي افعي ها از جمله افعي , مارزنگي و غيره
نكته : هرگونه مارگزيدگي را بايد سمي تلقي كرد مگر خلاف آن ثابت شود .
بنابراين لازم است مصدوم را حتماً و در اسرع وقت به مراكز درماني منتقل كنيم تا تحت مراقبت هاي لازم قرار گيرد .
همانطور كه ميدانيد كليه مارها سمي نبوده ودر واقع به دو دسته سمي و غير سمي تقسيم مي شوند . مارهاي سمي خود از نظر ميزان سمي بودن يكسان نبوده و با هم فرق دارند . همچنين از نظر شكل ظاهر نيز مارهاي سمي و غير سمي تفاوتهاي آشكاري دارند كه برخي از آنها در جدول آورده شده اند .
مارهاي سمي و غير سمي تفاوتهايي دارند كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1- مردمك چشم مارهاي سمي به صورت بيضي ( خطي ) و شبيه مردمك چشم گربه است . ولي مردمك چشم مارهاي غير سمي گرد و مدور است . نكته : مار مرجاني كه از خطرناك ترين مارهاي سمي است مردمك مدور دارد .
2- سرمارهاي سمي مثلثي شكل است و با بدن ما زاويه دارد , ولي سر مارهاي غير سمي به صورت نيمه بيضي است و در واقع بدن مارهاي غير سمي شبيه كرم خاكي است . نكته : سر مارمرجاني مثلثي نبوده ولي اين مار از انواع سمي است .
3- مارهاي سمي براي نيش زدن از دو دندان نيش استفاده مي كنند و محل گزش معمولاً با يك يا دو سوراخ ( يا زخم ) مشخص مي شود . اما در مارهاي غير سمي دندان ها متعدد هستند و در دو رديف هلالي قرار مي گيرند .
4- حلقه هاي دْم مارها در انواع سمي منفرد است , ولي در مارهاي غير سمي به صورت يك رديف دوتايي در كنار هم ديده مي شود .
5- در پايين چشم مارهاي سمي , يك حفره ي كوچك وجود دارد كه درمارهاي غير سمي ديده نمي شود .

علي رغم وجود اين تفاوتها تشخيص گزش سمي از غير سمي به سرعت و آساني ممكن نيست و همان طور كه گفته شد هر مارگزيدگي را بايد خطرناك تلقي كرد , مگر خلاف آن ثابت شود .
علائم و نشانه ها و بررسي بيمار :
مشاهده مار
مشاهده ي سوراخ يا زخم در محل نيش زدگي .
درد در محل گزيدگي , درد و سوزش شديد است .
تورم , با گذشت زمان , تورم به سمت قسمت مركزي اندام و به طرف تنه ي فرد پيشرفت مي كند .
قرمزي پوست و بروز تاول
قرمزي و تورم عروق لنفاوي در عضو گزيده شده و پيشرفت اين قرمزي و تورم به سمت قسمت هاي مركزي بدن . لبه هاي اين ناحيه بسيار دردناك و نسبت به لمس حساس مي باشند .
تهوع , استفراغ , سرگيجه و احساس ضعف
كاهش فشار خون
تب , لرز و تعريق
سوزن سوزن يا كرخت شدن نوك انگشتان و اطراف لب و دهان
خونريزي از بيني , وجود خون در ادرار يا مدفوع
تند شدن تنفس يا تنگي نفس
افزايش نبض
مشكل بينايي

هنگامي كه كسي توسط مارسمي مورد گزش قرار مي گيرد، علائمي در او ظاهر مي شود كه بسته به نوع سم و ميزان ورود آن به بدن به دو گروه خفيف و شديد تقسيم مي شود :
علائم نوع خفيف : تورم، تغيير رنگ، درد كم، احساس قلقلك، ضربان سريع، ضعف عمومي ، تهوع، استفراغ، اختلال ديد
علائم نوع شديد : تورم سريع و كرختي بدن، درد، مردمك سنجاقي، به خود پيچيدن، هذيان، شوك، تشنج، فلج، عدم وجود نبض

علائم و نشانه هاي زهرآگين شدن و سرعت تظاهر به آنها به عوامل زير بستگي دارد :
1- اندازه مار 2- محل , تعداد و عمق گزيدگي 3- مقدار زهر تزريق شده 4- حساسيت فردي نسبت به زهر 5- سن و وزن مصدوم 6- سلامتي عمومي عضو 7- نوع و تعداد ميكروارگانيسم موجود در حفره دهاني مار

در بررسي بيمار , ابتدا به دنبال اثرات دو دندان روي پوست مصدوم بگرديد . البته ممكن است فقط يكي از دندان ها در پوست فرو رفته باشد .گاه نيز يكي از دندان هاي مار در حمله به هدف قبلي شكسته است . اين نيز ممكن است كه مار در مرحله پوست اندازي بوده , وبيشتر از دو دندان داشته باشد .

كمكهاي اوليه
در ابتدا پس از ارزيابي محل حادثه و استفاده از لباس و كفش مناسب جهت جلوگيري از مارگزيدگي , مصدوم را از محل حادثه دور كنيد . ( البته در صورت عدم وجود خطر , بي حركت نگه داشتن مصدوم در اوليت قرار دارد ) .
اكثر گزيدگي ها در ناحيه دست و پاها اتفاق مي افتد . بنابراين توصيه مي شود ( در مورد مارهايي كه سم آنها از طريق اختلال در عملكرد دستگاه عصبي عمل مي كند , مانند مار كبري و مار مرجاني ) با استفاده از پارچه يا باندي كه حدود 4 تا 5 سانتي متر عرض داشته باشد , بالا و پايين محل گزيدگي را ببنديد , كه البته اين كار بايد با رعايت اصول انجام شود . باند يا پارچه را طوري ببنديد كه يك انگشت براحتي از زير آن عبور كند و مانع مصدود شدن خون سرخرگي نشود .
توجه : در صورتي كه محل گزش در نزديكي مفاصل است , از قرار دادن نوار در دو سمت مفصل خودداري كنيد و نوار مورد نظر را فقط در بالاي زخم ( سمتي كه به تنه مصدوم نزديك تر است ) ببنديد .
انتهاي زخمي را پايين تر يا هم سطح قلب قرار دهيد . زيور آلات , ساعت يا لباس هاي تنگ را از اندام گزيده شده خارج كنيد .
استفاده از دستگاه پمپ مكنده ي مخصوص در 30 دقيقه اول مارگزيدگي توصيه مي شود . در صورتي كه پس از 5 تا 10 دقيقه بعد از گزيدگي به بيمار رسيديد , توسط ساكشن كردن مي توانيد 25-50% زهر را خارج كنيد . در صورت در اختيار داشتن محلول آنتي سپتيك يا صابون سطح زخم را با آن شستشو دهيد .

در نقطه گزيدگي و درست با همان عمقي كه نيش مار فرو رفته است ( معمولاً خيلي سطحي و حدود 4 ميلي متر ) يك برش خطي بدهيد . هيچ گاه روي ناحيه را برش ضربدري ندهيد زيرا اين كار ريسك بريده شدن اعصاب و عروق خوني را افزايش مي دهد .
زخم بايد حدود 20 دقيقه ساكشن شود . در صورتي كه نجات دهنده خود زخم بازي در دهان يا اطراف دهان داشته باشد , بايد از اين كار اجتناب نمايد . مايع زخم كه توسط ساكشن دهاني خارج مي گردد , بايد مرتباً دور ريخته شود . با اين حال اگر احتملاً بلعيده شد , جاي نگراني نيست , زيرا زهر در معده بي اثر مي شود .
در صورت امكان اطلاعات صحيحي در مورد شكل مار به دست آوريد . هرگز به بيمار اجازه ندهيد كه راه برود . مصدوم را سريعاً به مراكز درماني منتقل كنيد .
نكته : استفاده از كمپرس سرد در مار گزيدگي ممنوع است .
نكته : سم بعضي از مارها ( مثل ماركبرا و مار مرجاني ) بر روي سيستم عصبي اثر مي گذارد و با فلج كردن عضلات تنفسي باعث خفگي و مرگ فرد مي گردد . ارايه ي كمك هاي اوليه مناسب , به ويژه انجام تنفس مصنوعي ( احياي قلبي – ريوي ) در نجات زندگي اين افراد از اهميت خاصي برخوردار است .
توجه : چون مارگزيدگي در هر كشور و ناحيه با مارهاي خاص آن منطقه جغرافيايي اتفاق مي افتد , براي اطلاع صحيح از انواع مارهاي موجود در منطقه و نحوه ارايه ي كمك هاي اوليه بهتر است با مسئولين مربوطه مثل مقامات سازمانهاي بهداشتي , سازمان دامپزشكي , سازمان مراتع و جنگلباني و ... تماس بگيريد و اطلاعات لازم را از آنها جويا شويد .
توجه داشته باشيد كه بهترين كمك در اين مواقع رساندن مصدوم به مراكز درماني مي باشد .

+ نوشته شده در  85/06/03ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 

كمك هاي اوليه در شكستگيها





شكستگي : از بين رفتن تداوم استخوان بر اثر عوامل مختلفي مانند ضربه ، انقباض ناگهاني عضله و يا يك بيماري خاص .
انواع شكستگي  :
شكستگي باز : قطعات شكسته استخوان باعث پارگي پوست گشته و بخارج از بدن راه مي يابد . و معمولا باعث خونريزي نيز مي شود  .
شكستگي بسته : قطعات شكسته استخوان از پوست خارج نمي شود  .
علايم شكستگي : درد شديد در محل ، تورم همراه با كبودي در محل ، عدم توانايي در حركت دادن عضو شكسته ، تغيير شكل عضو آسيب ديده .
عوارض شكستگي : عوارض عمومي ( شوك ) ، عوارض موضعي مانند عفونت و سياه شدن .
كمك هاي اوليه در شكستگيها  :
كنترل مجاري تنفسي ، ضربان قلب و خونريزي .  بررسي ناحيه شكسته شده مخصوصا در شكستكي هاي ستون فقرات ، سر ، جمجمه و لگن بسيار دقت شود تا كمترين حركت ممكن به شخص و عضو آسيب ديده داده شود ! با آنچه در دسترس است عضو را آتل بندي و بي حركت نماييد . در صورت امكان محل شكستگي را با كيسه آب سرد يا يخ سرد كنيد تا هم خونريزي قطع شود و هم درد و تورم كاهش يابد . از هرگونه دستكاري در دررفتگي ها و شكستگي ها جدا خودداري نماييد ! نبض فرد را پايين تر از محل ضايعه مرتب كنترل كنيد تا آتل شما جلوي گردش خون را نگرفته باشد ! مصدوم را با بهترين روش حمل به نزديكترين مركز درماني برسانيد .آتل : وسيله ای است که برای بی حرکت کردن عضو آسيب ديده بکار می رود و انواع و اشکال گوناگونی دارد . مانند آتل خشک - نرم - کششی و بادی .
توجه : آتل بايد سالم و بدون زايده باشد . در آتل بندي از انتهاي عضو ( دور از قلب ) به طرف ابتداي آن بانداژ مي شود . قبل و بعد از آتل بندي نيز بايد نبض كنترل شود . در آتل هاي بادي فشار باد نيز بايد هر چند لحظه يكبار كنترل شود . در شكستگي ستون فقرات و شكستگي لگن حتما از آتلي استفاده شود كه سفت و سخت باشد ( مانند برانكارد فلزي - نردبان آلومينيومي - لنگه در و ... ) و از ابتدا تا انتهاي بدن را پوشش دهد و مصدوم بايد توسط چند امدادگر همزمان از زمين بلند شده و به آرامي به روي آتل مورد نظر گذاشته شود . پهلوها و قسمت هاي خالي و گود بدن ( زير كمر و گردن ) نيز بوسيله پارچه و يا لباس نرمي پر شود و مصدوم را با طناب يا بند به برانكارد سخت ( آتل ) بست ؛ به شكلي كه كوچكترين تكاني نخورد  .
در رفتگي : خارج شدن و تغيير مكان استخوان از محل طبيعي خود در محل مفصل را گويند  .
كمك هاي اوليه : با كيسه يخ محل را خنك كنيد و پس از آتل بندي مصدوم را به مركز درماني منتقل نماييد  . رگ به رگ شدن يا پيچ خوردگي : كشش و يا احتمالا پارگي رباط هاي اطراف مفصل بطوريكه همراه با در رفتگي مفصل نباشد  .
كمك هاي اوليه : خنك كردن با كيسه يخ و انتقال مصدوم به مركز درماني بدون دستكاري عضو آسيب ديده  .
اين خلاصه آن چيزيست كه در مورد شكستگي هر كوهنورد بايد بداند ؛ همانطوريكه قبلا هم گفته شد بايد با رجوع به كلاس ها و يا منابع مختلف دانش خود را درباره كمك هاي اوليه و امداد و نجات افزايش دهيد تا بتوانيد براي همنوردانتان مثمر ثمر و مايه دلگرمي باشيد  .  از سوي ديگر اين علم شاخه اي از رشته پزشكي محسوب مي گردد و هر روزه با پيشرفت هاي اين رشته ، مباحث مربوط به امداد و نجات نيز تغيير مي كند . همچنين بسياري از كارهاي امدادي نياز به وسايل خاص پزشكي دارد كه تنها در آمبولانسهاي اورژانس پيدا مي شود و معمولا گروههاي كوهنوردي توان حمل اين وسايل را ندارند مگر در برنامه هاي بزرگ هيماليايي و آنهم در كمپ اصلي . بنابراين ما بيشتر به موارد كلي و ضروري كه با وسايل همراه كوهنورد امكان پذير باشد مي پردازيم تا بتوان فرد را به يك مركز درماني منتقل كرد و يا تا رسيدن گروه نجات ( هوايي يا زميني ) او را زنده نگهداشت  .
تذكر  :
خوب است كه در هر برنامه و در هر گروه يك نفر امدادگر كوهستان نيز حضور داشته باشد ، مخصوصا در برنامه هاي چندروزه يا زمستاني و يا برنامه هاي به دور از شهرها و آبادايها ؛ ولي بهتر آنست كه همه دوستان كوهنورد دوره هاي امدادي را كه نه هزينه زيادي دارد و نه زمان زيادي مي طلبد را در هلال احمر شهرستان خود بگذرانند ( كه اگر خود امدادگر دچار حادثه شد بتوان او را نجات داد ! ) و يا با تهيه كتب مفيدي كه در اين زمينه موجود است به اين مهارت دست يابند . منظور از امدادگر كوهستان نيز فردي است كه هم قدرت بدني كوهنوردي را داشته باشد و هم دانش و فنون كوهنوردي و امداد و نجات را .
بطور كل حمل مجروح را تنها زماني بايد انجام داد كه ضروري باشد و ماندن فرد در آن مكان تا زمان رسيدن گروه امداد باعث بخطر افتادن جان وي شود . همچنين پس از انجام كمك هاي اوليه و كنترل علايم حياتي (‌ در يادداشت هاي بعدي اشاره خواهد شد ) است كه ميتوان اقدام به حمل مجروح كرد . روشهاي حمل مجروح نيز با توجه به وضع و حالت مصدوم ، وزن وي و مسافت مورد نظر و تعداد امدادگران متفاوت است . يك نكته اساسي اينست كه اگر از عوارض داخلي مصدوم مطمئن نيستيد ، بايد فكر كنيد كه او شكستگي ستون فقرات و يا گردن دارد ؛ بنابراين اين دو عضو را با آتل بيحركت كرده و با اين شرايط روش حمل را انتخاب كنيد .
انواع حمل ها  :
يكنفره : آغوشي ، سينه خيز ، كششي ، عصائي
  دونفره : زنبه اي ، برانكار ، صندلي ، سه مچ ، چهار مچ
  سه نفره : آغوشي ، برانكار ، زيگزاگي
  گروهي : آغوشي ، برانكار ، پتو ، زيگزاگي
اگر دوره امداد را گذارنده باشيد و يا كتاب كمك هاي اوليه را در اختيار داشته باشيد ، اسامي فوق برايتان آشناست ،در امداد سعي مي شود از وسايل موجود در گروه يا محيط استفاده گردد . بعنوان مثال با چند تكه لباس (‌ شلوار ، شلوارك و يا پيراهن ) پارچه ، پتو يا زيرانداز و دو عدد چوب يا باطوم مي توان مطابق شكل زير يك برانكار تهيه كرد . در يادداشت هاي قبل وسيله اي بنام طاقچه مصنوعي قابل حمل معرفي شده بود كه در برنامه هاي چند روزه سنگنوردي و ديواره هاي بلند استفاده مي گردد كه بسيار شبيه برانكار است و ميتواند به اين منظور نيز استفاده گردد  .
صحبت هاي فوق به اين معني نيست كه كوهنوردي بسيار خطرناك است و يا جان را بخطر مي اندازد ؛ بلكه تاييد اين حرف است كه پيشگيري بهتر و راحت تر از درمان است و همچنين هميشه بايد براي شرايطي كه ممكن است پيش آيد هرچند درصد آن بسيار پايين باشد، آماده باشيم .

+ نوشته شده در  85/06/03ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 


گره های کوهنوردی


توضیح : برخی گره ها جزو سرفصل های آموزشی فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران نیست و از سایت های مختلف خارجی برداشت شده است. ترتیب نصاویر از بالا به پایین و از چپ به راست است .


گره بولاین / بولین / خرگوش ( Bowline )


گره کلا وهیچ / مست ورف / خود حمایت ( Clove Hitch )

گره نیمه مست ورف / حمایت ( Italian Munter Hitch Knot )

گره هشت یک لا ( Figure Eight Knot )

گره هشت تعقیبی ( Figure of Eight Rethreaded )


گره لغزنده (Tautline Hitch Knot )

این گره جهت اتصال و تنظیم طناب چادر استفاده می گردد .
گره لغزنده ( Sliding Sheet Bend Knot )

این گره جهت تنظیم طناب چادر و یا طناب متصل به کارگاه استفاده می شود .
گره پروانه ( Butterfly Knot )

این گره جهت ایجاد حلقه در وسط طناب در کوهنوردی زمستانی که چندین نفر هنگام عبور از شیبهای برفی با یک طناب به هم متصل هستند ، بکار می رود .


+ نوشته شده در  85/06/03ساعت   توسط گروه کوهنوردی البرز نوشهر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گروه کوهنوردی البرز نوشهر - 1384

پیوندهای روزانه
عکس تبلیغاتی گروه کوهنوردی البرز نوشهر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
پیوندها
آریاداد صالحانی
عکس های منتخب البرز
عکس های منتخب البرز
مطلب آموزشی(توسط نویسنده وبلاگ)
فکر کنم یکی توی زندگیش حرف درست بزنه اونم این باشه
گروه کوهنوردی ارغوان
مطالبی درباره طناب و لباسهای کوهنوردی
سایت فدراسیون کوهنوردی
وب آزاد کوه
وب به روز کوهنوردی
وب بچهای کوهنورد
سایت هواشناسی ایران
سایت جامع کوه دچرخه
گروه های کوهنوردی درست حسابی نه دره پیت
گروه کوهنوردی البرز رشت
بزرگان کوهنوردی ایران
سایت کوهنوردی ایران و جهان
انجمن کوهنوردی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر
باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند
از دماوند تا علم کوه
سرود کوهستان
داستان کوه
گروه کوهنوردی چکاد ساری
وب دوستان
امدادونجات
فيلتر شكن
everest
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


www.irLearn.com